محمد حسن خان اعتماد السلطنه

58

مرآة البلدان ( فارسى )

مؤلف گويد اكنون كه چنين شهرى وجود ندارد يحتمل چون قرمسين كه شهر قديم كرمانشاه بوده خراب شده و شهرى كه حالا برقرار است تازه ساخته شده آزرميدخت همين شهر بوده . و الله اعلم . ازم [ مع - مر ] : ناحيه‌اى است از شيراز . آبهاى گوارا دارد . هوايش سازگار است . جمعى از فضلا منسوب به اين ناحيه‌اند . و ازم ايضا منزلى است ميانهء سوق الاهواز و رامهرمز . ازن [ مع - مر ] : قلعه‌اى است در كوههاى همدان . گويا از ناو از ناوه هم بنويسند « 81 » . ازواره [ مع - مر ] « 82 » : شهر كوچكى است از اصفهان واقع در دشت . ابو نصر احمد بن على الازوارى منسوب به اين شهر است و اين شخص شيخى بوده جليل القدر مدتى رياست همين شهر را به‌طور كفايت نموده است و بيشتر اوقات خود را در شهر اصفهان گذرانيده است . ازه [ مع - مر ] : يكى از بلاد فارس است . اسبار [ مع - مر ] : قريه‌اى است در حوالى دروازهء جى از محلات قديم شهر اصفهان كه آن را اسبارويس نيز گويند . اسپهبد [ مع - مر ] و بيشتر به صاد اين كلمه نوشته مىشود . اسمى است مخصوص حكمرانان طبرستان مثل اين‌كه كسرى اسم مخصوص سلاطين عجم و قيصر ، مخصوص ملوك روم است . يك ناحيه از طبرستان را به اين اسم ناميده‌اند . شايد به جهت انتساب به حكمرانان به اين نام ناميده شده باشد .

--> ( 81 ) - امروزه « ازنا » خوانده مىشود بر كنار خط آهن جنوب . ( 82 ) - همان‌كه امروز زواره خوانده مىشود ( ر ك نزهة القلوب كه بناى آن را منسوب به زواره برادر رستم مىداند ) .